تبليغاتX
 دین، عشق، زندگی

دین، عشق، زندگی

رابطه دین و عشق وزندگی

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم بنام خدای حی دانا

دین یعنی چه ودیندار بودن چیست ؟

 

خیلی ساده است به نظر من فهمیدن اینکه دین یعنی چه نیاز به یه ذره عقل دارد و بس

میگویید چگونه ؟ یک مثال ساده .

پدری فرزندش را فرا خواند تا ماموریتی به او بسپارد . پدر وقتی فرزند را دید محبت وعشق همچون آتشی سوزناک در جانش زبانه کشید و امواج سهمگین احساس بر قلبش تاختند و آرامشش را بر هم زدند . نگاهی پر از دلدادگی به فرزند انداخت ومثال پرنده ای آوازه خوان

بر گرد گل فرزند چرخید . ابتد ا دست بر شانه فرزند گذاشت و آنگاه او را عاشقانه در بغل کشید .گویی رودی است سالها در بستر رودخانه ای جاری است ، و یا پیکری است که روحی بس بزرگ را در آشیانه جان به مهمانی نشانده است و یا قصری که شاهزاده ای گرانقد را در بر گرفته است . لحظاتی بسیار گذشت وپدردرجان اندوهناکش یعقوب گونه می گریست . واز جاری عسل فرزند گوارا می نوشید .

آنگاه پدر رو به فرزند نوپا وبی تجربه اش کرد و گفت : فرزندم ماموریت تو سفری دور و دراز است .روزها ، ماهها وسالها به طول می انجامد جایی خواهی رفت پر از خطر . در آنجا دشمنانش به ظاهر دوستان تواند ، بسیار مکار و فریبکارند ظاهری زیبا و باطنی خبیث دارند ، سالها تورا می خوانند تا تو بروی وبه آنها ملحق شوی ، آنگاه که رفتی روح شیطانیشان بر تو آشکار می گردد و بارت را برای ادامه راه سنگین می کنند . دوستانت پنهانند و آنان نیز دشمنان زیادی دارند دشمنانی که دشمن تو نیز هستند که هر کدامشان از دشمنان خدعه ها و نیرنگهای کشنده ای دارند . ماموریت تو این است که دوستانت را بیابی و آزادشان کنی که آنها هادیان را ه تو خواهند بود و دشمنانت را شکست ده واز دستشان در امان مباش که شب وروز در فکر حیله تواند .

ابزاری در اختیارت قرار می دهم  که با آن ابزار دوستانت را بیابی . اما دو چیز گرانبهارا به خاطر بسپار یکی اینکه همیشه به یاد من باشی و دوم اینکه همیشه به فکر بر گشتنت باشی ، اولی کمکت می کند تا حرفهای مرا به خاطر داشته باشی و بدانی برای چه آمده ای و دومی برای این است که دلت مشغول چیزهای دیگر نشودو به فکر زمان باشی که مبادا زمان تمام شود وتو به مقصد نرسی .

آیا ما آن فرزند نیستیم که در این دنیا برای ماموریتی آمدیم . آیا دوستان ما دراین دنیا عقل و ایمان نیستند . آیا دشمنان ما شهوت و غضب و خودخواهی و... نیستند . آیا ابزاری که در اختیار ما هست دین ودینداری نیست . به راستی اگر عقل و دین نباشند چگونه از دست هوای نفس جان سالم به در می بریم آیا دین تمرین خودشناسی برای راه شناسی نیست . باید خدا را شکر کنیم که چنین ابزارهای گرانبهایی را مفت و مجانی در اختیار مان قرار داده است که دوباره به خودش برسیم .آیا به یاد او بودن غیر از نماز است ، اگر نماز را کنار بگذاریم یاد اورا کنار گذاشته ایم ،و دشمنان درون ما همین را میخواهند آنها دلشان برای انسان بیچاره نسوخته است .فقط میخواهند دین خدا ، آنهم به خاطر تکبر و گمراهی به پیروزی نرسد ، مگر شیطان همان ملائکه مقرب نیست که 6000 سال عبادت کرد و به دلیل وجود من و تو رانده شد ؟! آیا فکر می کنید دست روی دست می گذارد که ما ماموریتمان را درست انجام دهیم ؟

چرافکر نمی کنیم ؟ چرا نمی اندیشیم ؟

آیا راستگوتر از خدا جایی سراغ دارید ؟!!!!!!!!!! 

اگر سراغ دارید معرفی کنید تاهمگی رو سوی او آریم . اما هیهات که صادق تر و عاشق تر از او کسی را بیابیم ؟

به راستی آیا او به نماز در پیتی من محتاج است ؟ او « صمدی » است که نیاز هر مخلوقی به اوست . پس ای انسان ناسپاس ناشکر بی انصاف قدر نشناس متکبر لجوج کوته بین بی عقل خوب دور و برت راببین . به همه جا نگاه کن . به خودت نگاه کن تو اگر راست میگویی وقتی خوابت می گیرد نخواب ووقتی که از خواب سیر شدی دوباره هم بخواب ،تو بیچاره ای هیچکدام از آنها به اختیار تو نیست . بابا جان ماهیچه پلک تو اگر از کار بیفتد ، اگر بسته بوده همیشه بسته می ماند و اگر باز بوده همیشه باز میماند . حتی این پلک کوچولو که در تمام عمر حتی یک بار هم بهش فکر نمی کنیم از مولای خود اجازه می گیرد آنوقت من و تو برای خود کبکه و دبدبه ای داریم گویی از دماغ فیل افتاده ایم . این انسان انگار نه همان است که وقتی ذره ای عرق می کند همه بینی هایشان را می گیرند و وقتی سیر شد خود را انباشته از کثافات میکند .

هر گاه شیطان به سراغمان آمد به شیوه «ابراهیم خلیل » که سلام ودرود خدا براو باد با شیطان برخورد کنیم :

به شیطان بگوییم خدای ما آفتاب را از مشرق بیرون می آورد وبه مغرب می برد اگر تو راست می گویی جهت خورشید را برعکس کن . خدای ما کن فیکون خلق می کند اگر راست می گویی تو بهتر خلق کن . خدا مرا از نطفه ای آفرید آنگاه از پستان مادر شیر جاری کرد تو ممانعت کن . وقتی یکی از ما می خواهیم بمیریم تو بیا و مارا از مرگ نجات بده . اگر توانستی همان است که تو می گویی وگرنه ..........

 

والسلام

 


 

نوشته شده توسط عباس عادل زاده در سه شنبه 1386/05/30 ساعت 5:45 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


حرفهایی از خلوتگاه دل

دلکده:

زبان رسول قلب و دل است ،آنچه می گوید باید از جانب دل باشد . پس بترس از زمانی که بشورد وبر ولی نعمت خود طغیان کند آنگونه که شیطان طغیان کرد .

آیا زبان ما در حالت نماز پیام آور دل ماست ؟؟؟ اگر اینگونه نیست زبانمان هم بر خدا وهم بر دل شوریده است !!!

 

در خانه ای که همه هستند الا خدا انگار هیچ کس نیست و در خانه ای که هیچ کس نیست الا خدا انگار همه هستند .

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابه التی جاهدت الحسین وشایعت وبایعت وتابعت علی قتله اللهم العن جمیعا

آیا گاهی باخود اندیشیده ایم که ممکن است مانیز جزو یاران اولین کسانی باشیم که بر حضرت محمد (ص)و خاندانش ظلم کردند ویا از اهل آخرین کسانی باشیم که به تبع از پیشینیان که بر محمد و اهلش ظلم کردند و یا اینکه روسیاهتر وبدبخت تر دنباله رو کسانی باشیم که با جان ومالشان به جهاد علیه فرزند رسول الله « حضرت ابا عبد الله الحسین » برخواستند . آری اگر چشم را هدف تیر شیطان و حرام نا محرم کنیم .و گوش را انباشته از کثافاتی کنیم که دیگر صدای حقی شنیده نشود و قلب را که حرم خداست را پایگاهی برای پایکوبی و نشاط شیاطین قرار دهیم و دست را که وظیفه ای جز بیعت با اولیا الله ندارد را تکیه گاه نااهلان قرار دهیم و پا را که وظیفه ای جز سیر و سلوک الی الحق ندارد را اسب سرکش شیطان قرار دهیم برای چندمین بار زمینه ای سیاه فراهم می آوریم تا یکبار دیگر تاریخ شاهد مظلومیت وتنهایی یکی دیگر از  فرزندان رسول الله باشد . مظلومیتی که از سال ده هجری با شهادت ام الائمه شروع شد ودر سال 61 هجری با پیام هل من ناصر ادامه یافت و در سا ل 260 هجری با شهادت امام حسن عسکری به پایان رسید پس به هوش باشیم ....

 

چرا از خشم دیگران می ترسیم ، نگران و پریشان می شویم اما از خشم خدا نه ، می ترسیم ونه نگران می شویم !!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

منتظر ما باشید . ممنون

عباس عادل زاده ، یک شنبه شب 28 مرداد 86


 

نوشته شده توسط عباس عادل زاده در یکشنبه 1386/05/28 ساعت 11:12 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت